|
مسعود و مريم رجوي،جنايتكاران بي نظير این وبلاگ شرحیست بر جنایات رجویهای کثیف و جنایت کار
|
گوشه اي از جنايات منافقين حامي موسوي و جنبش سبزكساني كه تحمل ديدن عكس ها را ندارند لطفا نبينند
منافقان به جنايات وحشيانه خود اصطلاحا مي گفتند: عمليات مهندسي گوشه اي از جنايات وحشيانه سازمان مجاهدين خلق آنها پس از شكنجه افراد عادي (به اصطلاح خودشان مزدورين رژيم) جسد آنها را در خرابه اي رها ميكردند زير نويس تصاوير گوشه از اعترافات افراد دستگير شده در جريان اين شكنجه ها در روند بازگويي جريان كار مي باشد ...ما با بي رحمي هر چه تمامتر با پاسداران رفتار ميكرديم...در موقع شكنجه ذره اي احساس دلسوزي عليرغم ناله ها و فريادهايي كه آنها ميكشيدند، نداشتيم...
... با اينكه همان روز اول براي من مشخص شده بود كه كفاش اطلاعاتي ندارد، با اين حال من با كابل ميزدم و مسعود دهانش را گرفته بود ... مسعود گفت "اطلاعات كه نتوانستيم بگيريم ولي انتقام كه گرفتيم..."
...من با كابل ميزدم ... و آنها هنگاميكه خيلي از فشار ضربات دردشان ميآمد "الله اكبر" ميگفتند..
...مسعود به من اشاره كرد آب داغ را يواش يواش بريز تا بيشتر زجر بكشد، من نيز آب داغ را يواش يواش روي پاهاي محسن ريختم طوري كه تمام تاولهاي پايش تركيد...
...جواد گفت الان حاليت ميكنم و سپس ميله اي سربي برداشت و به دهان و فك و چانه و دندانهاي او زد كه وقتي طالب دهانش را باز كرد، دندانهاي شكسته اش به همراه خون آبه روي شلوارش ريخت...
...مسعود ناگهان اتو را به كمر محسن جليلي چسباند كه محسن از شدت درد با حالت عجيبي دهانش را باز كرد و سپس از هوش رفت...
...يك بار كه به هوش آمد و پنجه هايش را روي شلوارش ميكشيد، مسعود قرباني به من گفت آب داغ را بده و پس از اينكه آب داغ را از من گرفت آنرا روي دستهاي محسن ريخت كه دستهاي محسن پف كرد و چروك شد و حالت پختگي گرفت...
...جواد سيخ را دو بار سرخ كرد و به ران طالب زد و بار سوم سيخ را سرخ كرد و روي دكمه هاي جلو شلوار طالب گذاشت كه شلوار طالب سوخت و سپس سيخ داغ به بدن طالب اصابت كرد كه يكدفعه طالب شوكه شد و بدين ترتيب جواد آلت طالب را سوزاند...جواد محمدي چاقو را كنار چشم طالب گذاشت و فشار داد كه خون از چشمش بيرون ريخت و وقتي بعداً طالب به هوش آمد با آن چشم جايي را نميديد...
...ما نه تنها با پاسداران اين كار را كرديم، بلكه به كفاش نيز رحم نكرديم و در حاليكه چند روز قبلش مشخص شده بود او از همه چيز بي خبر است، با او نيز چنين كارهايي كرديم ...
...آنها را روي صندلي بستيم و چشمشان را بستيم و با همان ميله هاي سربي آنها را بيهوش كرديم و سپس آمپول سيانور به بدنشان تزريق كرديم كه...
...پس از بهوش آمدن مجدداً آب داغ روي سر آنها ريختيم و سر و صورت آنها تاول زد و سپس موهاي آنها را به همراه پوست سرشان كه سوخته بود كنديم...
...اجساد را كه به صورت دو بسته كه يكي از بسته ها يك جسد و ديگري دو جسد بود از صندوق عقب به پائين آورديم...و روي زمين كشانديم در حين انتقال بود كه متوجه نفس كشيدن آنها شديم و اينكه در حال جان كندن بودند و بدنشان گرم بود...
...پوست سمت راست سر طالب به همراه موهايش كنده شده بود...جواد محمدي در حاليكه انبردست در دستش بود مشغول كشيدن دندانهاي طالب بود...
...بعد از تزريق سيانور صداي خرخر از گلوي آنها خارج ميشد و ما در حاليكه هنوز زنده بودند و در حال جان كندن بودند بدن آنها را طوري طناب پيچ كرديم كه داخل صندوق عقب ماشين جا شود...
...مصطفي سر او را محكم گرفته بود و جواد با عصبانيت چاقو را بالاي گوش طالب گذاشت و آنرا بريد و بلافاصله چاقو را روي بيني طالب گذاشت و بيني او را بريد...
...جواد شيشه را به طالب استعمال كرد و سپس همان شيشه را شكست و با تيزيهاي آن به بدن طالب ميكشيد كه خون از سر تا پاي بدن او راه افتاده بود...
...كار مهندسي (شكنجه كردن) خيلي پيچيده تر از عملياتي (ترور كردن) است و احتمال بريدن هست. شكنجه ميكنيم چون مجبوريم...ولي وقتي حاكم بشويم نميكنيم...
...مسعود قرباني گفت بچه هاي بالا از كليه افراد بخش ويژه خصوصاً شماها كه در اين جريان (منظور شكنجه) نقش اصلي داريد قدرداني كرده اند...
...ميله هاي سربي كه توسط مسئولين بالا (ي مجاهدين) داده شده بود و گفته بودند با اينها اگر به پشت گردن كسي زده شود بيهوش ميشود...صندلي را خوابانديم. من با كابل ميزدم و آنها كه از درد ناله ميكردند و فرياد ميزدند...مصطفي دهان آنها را با پارچه ميبست...
...آنقدر آنها را زدم كه تاولهاي پاهاي آنها تركيد و خونريزي كرد...
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تو رو خدا نگاه كنيد.تمام بدن اين بچه ها سوزانده شده تمامش.....
براي ديدن بقيه عكس ها به اينجا برويد و لطفا اين مطلب رو لينك بديد تا جوونترها هم ماهيت اين منافقين وحشي رو بشناسند.
مرگ بر مريم و مسعود رجوي جنايت كار
اصل منبع هم كتاب جزئيات شكنجه سه پاسدار شهيد هستش
شادي روح شهداي اسلام بخصوص شهيدان طالب طاهري،محسن ميرجليلي و شاهرخ طهماسبي صلوات
[ جمعه نهم بهمن 1388 ] [ 13:27 ] [ شهيد طالب طاهري ]
[ ]
|
|